... فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا یَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ ...
ترجمه کامل ایه: «ای رسول ما كسانی كه با تو بيعت میكند، در حقيقت با خدا بيعت میكنند و دست خدا بالای دست آنهاست؛ پس هر كس پيمانشكنی كند، تنها به زيان خود پيمان شكسته و آن كس كه نسبت به عهدی كه با خدا بسته وفا كند، به زودی پاداش بزرگی به او خواهد داد.»
آن کسانی که از راه انقلاب برگردند مثل کسانی هستند که در تابستان روزه گرفته اند و تا اواخر روز
روزه را حفظ میکنند اما یک ساعت به غروب دو ساعت به غروب طاقتشان تمام میشود افطار میکنند.
این مثل همان کسانی است که از اول روز- روزه نگرفته است. باطل کردن روزه در هر ساعات روز باشد ابطال روزه است.
اصل انقلاب است. اشخاص اصل نیستند. انقلابی بودن به حفظ رابط ی خود و عمل خود و پیوستگی خود انقلاب است
تصاوير جالب از نمازجمعه تهران
جمعه ۲۶ تير ۱۳۸۸
یاد دارم همیشه صفوف نماز های یومیه منظم بود....

ادامه مطلب
Cottage in northern Iran
Bagh-e Eram Palace & Gardens - Shiraz
Winter night in Isfahan
ادامه مطلب
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را
ضمن تبریك این روزپرشكوه از ایشان بیشتر بدانیم.
علی علیه السلام و زیبائیها:
زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.
زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.
زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.
زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.
تولد در خانه خدا
مکه در یکی از ماه های حرام، ماه رجب، پذیرای مقدم زیارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف می کردند، گاه پروردگارشان را می خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نیز که روز جمعه سیزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجیبی برپا بود. در این جمع تنها یک زن بود که به جای عبادت بت، خدا را عبادت می کرد، شرک و کفر بر روحش سایه نینداخته بود. او دین حنیف داشت، همان دین جدش ابراهیم خلیل الرحمن، و او نیز در اطراف خانه خدا طواف می کرد، و از خدا می خواست تا وضع حملش را آسان کند.
او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندی را به بار داشت. و تقدیر چنین بود که این فرزند تولدی مبارک و استثنایی داشته باشد… تولد در خانه خدا…
فاطمه با خدا راز و نیاز می کرد. ناگهان در خود احساس دردی شدید کرد، دردی که فاطمه آن را به خوبی می شناخت، آخر این پنجمین حمل او بود، او قبلاً چهار بار دیگر این درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پریشان شد، او در میان جمعیت غوطه می خورد و طواف می کرد، پس از این احساس از طواف باز ایستاد ولی موج جمعیت او را به این سو و آن سو می کشاند. و درد هر لحظه شدیدتر و شدیدتر می شد.
چه می دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آمیزی برای او و نوزادش رقم زده است.
فاطمه به دنبال پناهگاهی می گشت، مأمنی که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود دید. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و این تقدیر الهی بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حیات پر افتخار خود بگذارد.
نامش را علی نهادند؛ و با علی، موجودی دیگر نیز موجودیت گرفت، موجودی عزیز، گرانبها و بس کمیاب. همان چیزی که باید راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهی شده بودند، جهان، “عدل” را نه می فهمید و نه می شناخت. میلاد علی با تولدی دیگر همراه بود؛ تولد عدل…
نسب علی (ع)
نسبت که به معنای اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودی انسان و تشکیل دهنده شخصیت اوست. طبق گفته قرآن و روایات و ائمه معصومین و نیز علم روانشناسی، فرد بسیاری از صفات و روحیات خود را از طریق وراثت به ارث می برد. حضرت علی (ع) به داشتن این ویژگی ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگی از نظر فضلیت و بزرگواری معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علی (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و این خانواده، در فضایل اخلاقی و صفات والای انسانی، در میان عرب و قریش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تیزهوشی و زیرکی، از امتیازات آنها به شمار می رفت و همه این فضایل، در حد اعلای خود به علی بن ابیطالب به ارث رسید.
پدر علی (ع)
یکی از شخصیت های نقش آفرین صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علی (ع) و عموی بزرگوار پیامبر خدا (ص) است. او یکی از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئیس قبیله بنی هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهربانی و فداکاری در راه آیین توحیدی بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستی پیامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اینکه پیامبر به مقام رسالت رسید، در راه هدف مقدس ایشان که همان گسترش آیین یکتا پرستی بود، با تمام وجود جانبازی و فداکاری کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع می کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال ۶۴ سالگی دیده از جهان فروبست. حضرت علی (ع) مراحل آغازین کودکی را در دامان تربیت چنین پدری بزرگوار رشد یافت.
مادر علی (ع)
مادر گرامی حضرت علی (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وی از نخستین زنانی بود که به پیامبر ایمان آورد و در دوران کودکی پیامبر، مدتی سرپرستی او را به عهده داشت. از این رو، پیامبر اکرم ضمن تکریم وی، با تعبیر مادر از او یاد می کرد و حتی هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پیامبر اکرم بسیار متأثر شده و پیراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده می کند و می میراند. ای خدا، به حق من و همه انبیای پیش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشای و دلیل و برهانش را بر او تلقین کن و جایگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمین هستی».
کنیه علی (ع)
در فرهنگ عرب، کنیه اسمی غیر از نام اصلی شخص است، که برای مردان با کلمه اَب و اِبن، و برای زنان با اُم و بنت می آید و غالباً برای تعظیم و تکریم شخص به کار می رود. حضرت علی (ع) هم کنیههای مختلفی داشت: از جمله:
ابو تراب که کنایه از هم نشینی آن حضرت با خاک و سجده های طولانی ایشان داشت. در سال دوم هجری، علی (ع) روزی زمین خوابیده و مقداری گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در این هنگام پیامبر اسلام بر بالین ایشان آمد و با خطاب «یا ابوتراب» آن حضرت را بیدار کرد. از آن زمان آن حضرت به این کنیه مشهور شدند. ابوریحانتین: این کنیه را هم پیامبر برای ایشان قرار داد و به معنای پدر دو ریحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) است.
القاب علی (ع)
در فرهنگ اعراب، لقب اسمی غیر از اسم اصل شخص و نامی است که کسی به آن شهرت می یابد. لقب بر مدح یا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علی (ع) فراوان است و همگی دلالت بر مدح حضرت علی (ع) می کنند؛ از جمله:
یعسوب الدین و یعسوب المؤمنین: ابن ابی الحدید که از بزرگان اهل سنت است، در این باره می گوید: این دو لقب را پیامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علی بخشید. یک بار به او لقب یعسوب الدین را داد؛ یعنی مالک و رئیس و حاکم دین، و در نوبت دیگر فرمود: یعسوبُ المؤمنین؛ یعنی آقا و رئیس مؤمنان.
مرتضی لقب دیگر حضرت علی (ع) به این معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از دیگر لقب های آن حضرت، می توان به اسدالله (شیرخدا)، حیدر (شیر بیشه ایمان) و کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.
نهج البلاغه علی (ع)
یکی از گنجینه های جاوید و درخشان علم علوی که از روح بلند پیشوای پرهیزکاران حضرت امیر مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، کتاب گرانسنگ “نهج البلاغــه” است. نهج البلاغــه برگزیده ای از خطبه ها نامه ها و سخنان کوتاه و حکمت آمیز علـی (ع) و قطره ای از اقیانوس بیکران معارف الهــی است. مجموعه ای نفیس از سخنان زیبای امیر کلام حضرت علی (ع) که گذشت روزگار نمی تواند غبار کهنگی بر آن بنشاند. ستاره ای درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب که تا همیشه بر تارک علوم اسلامی خواهد درخشید. تأمل و تعمق در محتوای نهج البلاغــه می تواند ما را با گوشه هایی از مکتب مولای دنیا و دنیا پرستی حماسه حکومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهای الهیات، شجاعت، تهذیب اخلاق، سلوک و عبادت و… آشنا سازد. توجه به این کتاب شریف یکی از نیازهای نسل امروز جامعه اسلامی است.
و علی (ع) می آید …
مردی می آید از تبار نور، از تبار عاشقان و شوریدگان. مردی که محمد (ص) از گل خنده های نگاه او نشاط می یابد و ابوطالب در نیمه شب های بیداری دل، با او راز دل می گوید و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روی او می گشاید تا گل شادمانی را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردی که طلوع مهرانگیز نگاهش دیگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لایزال به جان پاکان می نوشاند و پیاله حیات عاشقان از نگاهش لبریز می شد. علی، فصیح ترین شعر حیات و زیباترین آواز آفرینش بود.
پلیس بین الملل به دنبال دکتر حجازی
آرش حجازی کیست؟
آرش حجاري توسط نيروهاي وزارت اطلاعات و پليس اينترپل تحت تعقيب است.
به گزارش جهان، فرمانده نيروي انتظامي كشور گفت: آرش حجازي كه در پرونده قتل ندا آقا سلطان به عنوان شاهد، جنجال سازي كرده تحت تعقيب پليس بينالملل (اينترپل) است.
سردار اسماعيل احمدي مقدم امروز در جمع خبرنگاران افزود: آرش حجاري توسط نيروهاي وزارت اطلاعات و پليس اينترپل تحت تعقيب است.
وي تأكيد كرد: قتل ندا آقا سلطان سناريو است و هيچ ربطي به اغتشاشهاي تهران ندارد.
آرش حجازي، پزشكي است كه در صحنه قتل ندا آقاسلطان حضور داشته و بعد از خروج از كشور طي مصاحبه با رسانههاي خارجي درباره اين قتل جنجال سازي كرده است.
آرش حجازي" کيست؟
آنگونه که انتشارات کاروان منتشر کرده است، آرش حجازي در 28 بهمن 1349 به دنيا آمد.در سال 1376، او انتشارات کاروان را تأسيس کرد و دو سال بعد، پائولو کوئليو، نويسنده مشهور برزيلي او را مترجم رسمي آثارش به زبان فارسي معرفي کرد. در سال 1380، سردبيري ماهنامه فرهنگي- هنري «کامياب» را بر عهده گرفت که پس از پنج شماره انتشار، متوقف شد. پس از «کامياب» حجازي ماهنامه جشن کتاب را منتشر کرد که بيست شماره منتشر شد و پس از آن قالب آن تغيير کرد.اما نکته قابل تأمل درباره آرش حجازي حضور مشکوک وي در ايران در تاريخ 30 خرداد و سابقه او در انگليس است.
حجازي دانشجوي يکي از دانشگاههاي جنوب انگلستان است که پنج روز قبل از مرگ ندا آقاسلطان (دو روز بعد از آغاز درگيريها در تهران) وارد ايران شد و فرداي قتل ندا آقاسلطان سريعا به انگلستان بازگشت.
در جريان قتل ندا آقاسلطان وي همان فردي است که در هنگام شليک گلوله به ندا، در فاصله نزديکي از او قرار داشت و همانگونه که در ويدئوي قتل خانم آقاسلطان نيز مشخص است، ظاهرا سعي ميکرد به وي کمک کند.
با اين حال پس از چند ساعت از قتل آقاسلطان، لحظه قتل اين هموطن که در آن تحرک آرش حجازي نيز بسيار پررنگ بود، در رسانههاي خبري دنيا مکررا پخش شد تا اينگونه رسانههاي غربي همانند بيبيسي، نيويورک تايمز، ديلي تايمز و... «ندا آقاسلطان» را به عنوان سمبل اعتراض ايرانيان به نتايج انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري معرفي کنند. حتي باراک اوباما با ادعاي اينکه فيلم قتل نداآقاسلطان را ديده است، در کاخ سفيد به خبرنگاران گفت که دل او با ديدن فيلم «شکسته شد».
پس از حضور حجازي در انگليس که با شانتاژ بيسابقه خبري رسانههاي خارجي درباره قتل آقا سلطان همراه بود، بيبيسي (رسانه خبري وابسته به دولت انگليس) گفتوگوي مفصلي از وي را با نام «پزشک ايراني از ماجراي مرگ ندا ميگويد» منتشر ساخت.
حجازي در اين گفتوگو سخناني را به زبان آورد که با اظهارات کاسپين ماکان، نامزد خانم آقاسلطان که اتفاقا او نيز با بيبيسي گفتوگو کرده در تضاد بود.
حجازي در توجيه حضورش در صحنه قتل، با توجه به آنکه در آن مکان هيچگونه درگيري و اغتشاشي نبود، ميگويد: «سر و صدا را در خيابان شنيديم و تصميم گرفتيم برويم و ببينيم چه خبر است. خيابان خسروي را تا انتها رفتيم و رسيديم به خيابان کارگر، جايي که مردم جمع شده بودند.
مأموران پليس ضدشورش حدود 50 متر پايينتر با موتورسيکلتهايشان ايستاده بودند و مردم را عقب ميراندند. ناگهان گاز اشکآور به ميان مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند».
حجازي گفت که همزمان با پرتاب گاز اشکآور، مأموران هم با موتورسيکلت به سمت جمعيت حرکت کردند و جمعيت در طول خيابان خسروي شروع به دويدن کردند؛ «ندا هم در ميان آنها بود».
او گفت در تقاطع خيابان خسروي و خيابان صالحي، جمعيت به تدريج متفرق ميشدند و فقط چند نفر ايستاده بودند تا ببينند چه بايد بکنند؛ «ناگهان صداي شليکي شنيديم. در همان لحظه من برگشتم و ديدم که خون از سينه ندا که در چند متري من ايستاده بود فواره ميزند».
اما کاسپين ماکان، نامزد خانم آقاسلطان در قسمتي از گفتوگوي خود در اين رابطه اظهار داشت: وقتي که اين اتفاق افتاد، ندا از درگيريها دور بود، يعني در خيابانهاي فرعي نزديک اميرآباد بود. حدود يک ساعتي با استاد موسيقياش در ماشين پشت ترافيک نشسته بود، از گرما و خستگي، کلافه و از ماشين پياده ميشود و آن اتفاق ميافتد.
در چنين شرايطي رئيسجمهور کشورمان در نامهاي به رئيس قوه قضائيه ضمن مشکوک دانستن قتل ندا آقاسلطان، رسيدگي جدي به موضوع قتل و شناسايي عوامل جنايت را خواستار شد.
اين در حالي است که روز گذشته يک منبع امنيتي از بهدست آوردن سرنخهايي از قاتل ندا آقاسلطان در بررسيهاي صورت گرفته پس از قتل وي خبر داده است. منابع امنيتي همچنان در حال بررسي نقش مبهم آرش حجازي در ماجراي قتل ندا آقاسلطان هستند.



